نچاق

نچاق نقطه مقابل چاق(سلامت) است امایاد آوریش برام یه خاطره است

نچاق

نچاق نقطه مقابل چاق(سلامت) است امایاد آوریش برام یه خاطره است

آغاز درس و ...

بچه های دانشجو سر ساعت چهار تو کلاس بودند.

دانشجویان تغذیه ترم 2  کلاس شماره 7 دانشکده بهداشت

احتمالا خیلی هم خسته بودند

چون درس های سنگین  تو ساعات قبل تشکیل شده بود

و اونم روز دوم بازگشایی کلاسها شون

وقتی رسیدم تو کلاس

احساس کردم این کلاسی که به من وعده داده شده نیست.

کلاسی با 53 نفر دانشجو.

گلایه کردم چرا هفته گذشته سر کلاس نبوده اند.؟

اما

اما این بار هم که کلاس آمده بودند...

ادامه مطلب ...

ملاقات با تاخیر ۲۸ ساله

دیروز مثل پریروزتعطیل بودم و قاعدتا تو خونه مشغول تغییر دکوراسیون.روزهای خونه تکونی وآماده شدن برای نوروز.چه شود وقی مهمان ها بیان.

رفتم خیاطیو...رفتم خرید و ...رفتم خونه مامان و...خیلی جالببود

اما جالبترینش ساعت شش عصربود که رفتم خونه مادر همسر .

چون دوست دوران کودکی همسر را دعوت کرده بود با همسرش و ۵تا دخترش.

توران و خسرو وقتی ازدواج کردند مورد غضب مادر خسرو قرار گرفتند.مادر همسر که با مادر خسرو دوست و یا غاربودند تو اینماجرا طرف دار خسرو و توران بود.تو جشن عقد من هم اومده بودند.تازه اون وقت        بودکه من متوجه شدم توران همکلاس دانشگاه منه.قاعدتا نمی بایست از اون روز تا حالا ما از هم جدا می بودیمولی از اونجا که همه اخلاقای من جالبنیست دیدار و گردهمایی ما سال ها به تعویق افتاد و الان که من و او هردو در سراشیبی هستیم یکبار دیگر گردهمایی داشتیم اونم به لطف مادر همسر.

فکر کنم صفات من ناشی از تفاوت انتخاب ما بود.توران و خسرو خودشان تشخیص داده بودند مناسب همدیگرند و من و همسربنا به صلاحدیدی خانواده هامون ازدواج کردیم و شاید بتوان اسمش را گذاشت ...که من و همسر خیلی تمایل به ملاقات این دوستان خوب نداشتیم.همسراز شیرینکاری های کودکانه اش با خسرو درآبادان میگفت.و توران و من از خاطرات کلاسای دانشگاه.توران گفت بازنشسته شده و۴دختر فوق لیسانس داره و...

باعثتاسف بود که مادرشوهر توران هنوز هم او را نبخشیده بود