در بهشت برین من حوا چه می دانستم چه فرقی با آدم دارم تا شیطان با ترغیب من به خوردن میوه ممنوعه از آنجا به بیرونم انداخت
سومین روز آغاز سال کاری نود و پنج را در حالی آغاز کرده ام که دانشکده تازه باز سازی شده ما زیر لایه ای از غبار پذیرای ما بوده.تمام دستام به گرد و خاک حساسیت نشان داده دیگه طاقت موندن ندارم .عصر با دانشجویان کلاس تئوری دارم.آرزویم اینه کلاس تشکیل نشه.