از سفر متفاوت به خطه جنوب باز آمدیم.
کی رفتیم مگه؟
خب باید عرض کنم عصر روز جمعه ساعت دو پس از مراسم چهلم مادر بزرگ به این سفر دعوت شدیم تا گرد غم از چهره همسر زدوده شود که دیگر مادر ندارد.
خدا رحمت کند ان پیر زن هشتاد و دو ساله را که اگر نمی توانست هم باید سفر را میرفت با هر مشقتی بود و در آخرین فر دوام نیاورد و فقط چند روز بعد از سفر به تهران جان را ب جان آفرین پیشکش کرد.
اما چقدر در این سفر دریایی جایش خالی بود.
سفرنامه را خوام نوشت تا شما را تشویق به دیدن دره زیبای ستاره ها کنم.
زنگ زده به من میگه برای دخترم که تحت درمان روان پزشکی است شوهر سراغ نداری که اسمش قشنگ تحصیلاتش لیسانس و شغلش آبرومند باشه؟میگم دکترش اجازه ازدواج بهش میده؟
میگه دکترش گفته بده شوهر ببردش.نگران هم نباش .گفتم جالبه دکترش میگه؟
اما به نظر من ازدواج کردن ایشان کمی سخته.