-
داشتن نوه لذت بخش است
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1393 13:00
ای تمام کسانی که دارای فرزندی هستید که اندازه جان دوستش دارید شما را بشارت دهم اگر او برای شما فرزندی به دنیا آورد شادی تان افزون می شود. نوه زیبا و شیرین ما نیز در تغییر ذایقه ما معجزه نموده با صدای بلند بگویم تا شما بدانید این روز ها بسیار شاد گشته ام
-
نیازهای اساسی انسانی چیست
شنبه 9 اسفندماه سال 1393 11:10
چنانچه از مشکلات هیجانی نظیر افسردگی، اضطراب، رفتار وسواسی یا اعتیادهای تکراری رنج میبرید، تنها یک مکان وجود دارد که برای جستجوی راه حل باید به آنجا مراجعه کنید: نیازهای اساسی انسانی خود. به نظر بدیهی میرسد امّا غالباً وقتی صحبت از روانشناسی میشود، عقل سلیم به کناری گذاشته میشود و به جای آن کتابهای درسی از...
-
سالروز تولد نور چشمم را بر من مبارک باد بگویید
دوشنبه 4 اسفندماه سال 1393 05:02
سی سال گذشت از آن روز که برای اولین بار چشمم به جمال او روشن گشت و آماده ایفای نقش مادری شدم تولدت مبارک پسرم
-
توجه شود به عکس العمل های متفاوت از بقیه
شنبه 2 اسفندماه سال 1393 09:18
مرا بغل کن روزی زنی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد(سرش درد گرفت). شوهر او راننده موتور سیکلت بود که از موتورش براى حمل و نقل کالا استفاده مىکرد. براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن سوار موتور شد ولی نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن . زن پرسید: «بله!چه...
-
دغ +دغ+ه
جمعه 10 بهمنماه سال 1393 08:44
دغدغه من چیه؟شما چی؟ دغدغه ای داری؟ ذهنت را این روزا درگیر خودش کرده اما بدان هنوز هم جای شکر باقی است.
-
زبان بدن یا گوش شنوای بدن؟کدام؟
یکشنبه 5 بهمنماه سال 1393 07:51
درد زانو سخت تحمل می شد نالیدم .خانم بیدقی دست راستش را گذاشته رو زانوم و میگه زانو جونش زحمت براش کشیدی قدرت را ندونسته ازت معذرت میخواد باهاش بساز از صحبتاش با زانوی زبون بسته ام خنده ام میگیره به سخره میگیرمش فردا هرچی نگاه میکنم چرا درد نداره می بینم جدی گوشای شنوا داشته و خوب شده زنگ می زنم خانم بیدقی یه مطب بزن...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 دیماه سال 1393 09:59
بعد از هشت روز توانستم کمی حرف بزنم .نعمتی است شنیدن و گفتن دهان بسته بودن بیشترین رنج این هشت روز استراحت اجباری(استعلاجی) من بود.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 دیماه سال 1393 12:00
مقدمه: تحقیقات حاضر بانگاهی به خودکشی های موفق و ناموفق صورت گرفته طی پنچ سال اخیر(85تا90)تهیه شده است. دلایل حاضر با تحقیق وپرسش و پاسخ البته بدون بکارگیری فرم نظرسنجی بدست آمد و لحاظات تلخ و در عین حال جدی صرف شد تا عصاره واقعیت قید گردد توصیف زمان محاوره با خانواده ها بسیار دشوار و البته پیچیده بود با این حال...
-
uhrfj hkjohfhj
شنبه 6 دیماه سال 1393 16:32
بالاخره سرکار خانم دکتر...رئیس دانشکده برای جایگزین نمودن مدیر گروه متوسل به یاری سبز همکاران گردیدند.اولویت اول و دوم از نظر همکاران درنظر گرفته شد تا ایشان و رئیس دانشگاه به این نتیجه برسند که چه کسی سکان دار این کشتی به گل نشسته شود.امیدوارم کسی را به جایگزینی جناب یزدانی بگمارند که...بگذریم
-
شب عاشقان بیدل
دوشنبه 1 دیماه سال 1393 05:14
اصرار دارم ادبیات فارسی را در مناسبت ها مرور کنم.چون بلند ترین شب سال شب یلداست و چنین شعر بیادم آمد سر کلاس درس یه جمله ناتمام به دانشجویان دادم تا تمامش کنند و یه امتیاز از من بگیرند.شب عاشقان بیدل... جالبه بدونید بعضی ها دانشجو شده اند ولی بیادشان نمی آید بقیه این شعر زیبا چیه. شما چی؟یادتان میاد؟ همه ما هایی که به...
-
هر کسی جای خودش را داره
جمعه 28 آذرماه سال 1393 05:36
برای شما آدما دارای شان و مقام یکسانند؟ یه دوست فوت شده .شنیدم عده ای میگفتند:" نکنه جای اسب شاهی یابو ببندند".(آخه ایشان داری سمتی بودند). دیگری میگفت:" دریغ است هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند.". البته که هرکسی نغمه خود خواند و ازصحنه رود صحنه پیوسته به جاست. جای نگرانی نیست.کسی جای...
-
قضاوت اجتماعی
سهشنبه 25 آذرماه سال 1393 04:08
چقدر از این واژه خوشم میاد. دکتر میگه: (شرم حضور داره . یا قضاوت اجتماعیش مختل است. ).ومن کاربرد اونو تو بخش روان زیاد میبینم. شرم حضور وقتی است که از گفتن حتی نیاز های طبیعی خود ابا دارد و قضاوت اجتماعی مختل وقتی با آب و تاب از شرین کاری های خود که هر کس از گفتنش خجل می شود بگوید
-
یکی از شونزده آذرها
سهشنبه 18 آذرماه سال 1393 04:12
سال هفتاد بود روز شونزده آذر(16 آذر) ساعت هشت صبح بود. اول فرزندنازنینم رفته بود مدرسه،(کلاس اول بود تازه دو نیم ماه بود دانش آموز شده بود). دردی را در وجود خود احساس کردم. انتظار(نه ماهه) به پایان رسیده بود. آماده شدم. به خواهرم زنگ زدم(آبجی جان میشه بیایی کمکم ؟) چه مهربانانه آمد !(خدایش بیامرزد آن عزیز از دست رفته...
-
حکایت دل و لب ودندان
پنجشنبه 29 آبانماه سال 1393 08:04
میگن نگویم دلم میسوزد و بگویم لب و دندانم آیا این شما را در تعارض قرار میدهد؟
-
بزرگی به عقل است نه به سال
دوشنبه 26 آبانماه سال 1393 05:45
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 آبانماه سال 1393 06:03
محسن یزدانی همکار محترم هفت روز است بین ما نیست او با خستگی ناشی از کار زیاد و مسئولیت های جانبی و داغ دیدگی جسم خود را فرسوده کرد و هفت روز است آرام گرفته برای تسلیت گویی به من تردید به خود راه ندهید بهروز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا دردِ این جهان باشد برای من تو مَگِریْ و مگو: «دریغ! دریغ!» به دام دیو...
-
جهان گذرا
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1393 05:18
انالله و انا الیه راجعون همکار وظیفه شناس مان در محل کار جلوی چشم حیران دانشجویان ترم 6 ...
-
گفتم که گفته باشم فقط همین
پنجشنبه 1 آبانماه سال 1393 09:46
شده اشتباهی بکنی؟ و نتیجه اشتباهت را ببینی؟ و کسی نباشه جز خودت ، که بخوای سرزنش اش کنی؟ من هم چنین اشتباهاتی کرده ام ؛ اما نه یک بار نه دو بار بلکه بارها . میدونید ضرب المثلی داریم که میگه :" خر هم تو پل فقط پاش یه بار گیر میکنه؟ ". ولی شما وقتی منو با بارها اشتباهات مشابه ببینی؛ به ذهنت می رسه که با خودت...
-
روز خوب دامپزشکیه
دوشنبه 14 مهرماه سال 1393 08:14
روز 14 مهر را در ایران روز دامپزشکی نام گذاری کرده اند امسال که پسرم دانشجوی سال پنجم دامپزشکی شده به او تبریک جانانه گفتم شما هم بگین از همین جا میبینه و خوشحال میشه
-
موش بخوردت!
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1393 02:36
قبلا شنیده بودم این ....را که موش بخوردت ولیکن باورم نمی شد روزی برسد که چنین خبری را بشنوم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 شهریورماه سال 1393 12:29
سلام خیلی وقته ننوشتن را تمرین میکنم مبادا... اما این روزا می نویسم بی وقفه تا ببینم از کجا آغاز شد این احساس های من هنوز به نتیجه نرسیده ام هرگاه تا حدودی متوجه بشم از کجا باید شروع کرد مینویسم که چه مقدار جراحت برداشته ام خدا یار شما باد همواره در هر کجا و در همه حال دوستان خوب بازدید کننده دایمی من
-
سروش ،کدیورو ملکیان!
یکشنبه 26 مردادماه سال 1393 08:03
روشنفکرنمایان دینی کشورمان به جای رفع مشکلات معرفتی مردم، اول حیات آدمی را تا حد زیست حیوانی فرو کاستند و سپس معنویت و دیانت را تا حد احساسات روانشناختی و حالات درونی بریده از مبدأ و معاد، فرو میکاهند. به گزارش جهان، تمامی ادیان در زمان خود، دینی نوظهور تلقی میشدند: «مسیحیت، زرتشت، اسلام، متودیسم و ...» خصوصیت...
-
محکوم نمودن ظلم و ستم بر زنان در غزه
دوشنبه 13 مردادماه سال 1393 11:01
تازه ترین عروس خانم ما مویه هایش را درباره کودکان و زنان غزه در صفحه شخصی خود به چاپ رساند برایش نوشتم : تو شایسته آنی که مورد اقتدا قرار گیری شهامت و شجاعت و استقلال رای تو را می ستایم
-
حرفی بزن چیزی بگو
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1393 07:04
از خودت بگو چی بگم؟ هرچی دوست داری سکوت که چه چبری را می پسندی؟ که علایقت چیه؟ که افکارت کدام است؟ که چه چیرایی مطابق میل ات نیست؟ که چه چیزایی باعث رنجش ات میشه؟ که اصولا چه چیزایی ذهن ات را اشغال میکنه؟ سکوت ببینید کسی که قرار بود شنونده باشد چگونه فعالانه وتند تند سوآل پیچ کرده طرف را ؛ به طوریکه رفت تو لاک خودش؟...
-
تو چطور تفسیر میکنی؟
شنبه 4 مردادماه سال 1393 12:04
مصداق همی میردت عیسی از لاغری تو در فکر آنی که خر پروری (شعر سعدی)همون عکس گذاشتن ها با فیگور های مختلف تو فیس بوک هست که عیسی وجودمان را به فراموشی سپرده ایم و خر وجودمان که همان ظاهرمان باشد هی بزک کرده و ...
-
ترش کردن معده
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1393 13:54
سلامت نیوز : غلامرضا کرد افشاری در گفتوگو با فارس، گفت: از دیدگاه طب سوزنی سوزش معده و ترش کردن آن میتواند به دلیل رطوبت زیاد در دهانه معده باشد. وی ادامه داد: در این صورت احساس سوزش و ناراحتی در معده با گرسنگی بهبود مییابد اما با مصرف غذا تشدید میشود. این متخصص طب سنتی افزود: علت دیگر سوزش و ترش کردن معده ریختن...
-
حقایق تلخ
یکشنبه 29 تیرماه سال 1393 05:57
چقدر مشتاق بودم چنین مطلبی بیابم لینک:
-
ماه خوب خدا
پنجشنبه 19 تیرماه سال 1393 10:32
از نه سالگی موظف بودم روزه بگیرم ولی وزنم کم بود و والدینم خوغ داشتند بمیرم نشان به آن نشان در سن 56 سالگی در حالی که مبتلای به...هستم روزه میگیرم و نمی میرم.کاش والدینم به جای نگران جان ام ب.دن نگران روح ام بودند. مریم کوچولوی خانواده تا به امروز همه روز روزه بوده فقط 12 ساله است صد ساله شود
-
کدام جالبه؟
پنجشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1393 10:19
یکی از دوستان که آدرس و.بلاگم را تو وبلاگش داشته وقتی بعد مدتها برگشته به وبلاگش یه سر و سامانی دهد بعد تولد دوتا بچه هاش تازه به من اومده سر زده و میگه تو هنوزم می نویسی با با دستخوش. ولی چه نوشتنی؟من دیگه کمتر اینجا سر می زنم خدا منو ...
-
بنیاد خیریه دستهای مهربان
یکشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1393 08:55
آقای دکتر شهرام فرجی این موسسه را بنیاد گذاشته و در شهرهای تبریز البرز اصفهان مشهد شعبه داره حالا من هم سر پرست یه دختر شدم اونجا به همت دانشجوی پزشکی تهرانی بنام....