با دانشجویان جلسه گذاشتیم تو چمن های دانشکده جلوی دید نگهبان ها و در معرض رفت و آمد دیگر دانشجویان با هم چای خوردیم و بیسکوییت و دخترای شیطون فقط سر و صدا کردند و شدیم معرکه ای که بیا و ببین صدا زدند جا تون را عوض کنید معرکه راه نیندازید ولی جمع مون ژاشید این دانشجو ها تازه از سر امتحان بلند شده بودند و من استاد راهنماشون بودم
اگر میدانستم کجاست و چه میکند بهتر بود حیف که چهره از من در نقاب بر کشید