چی بنویسم؟
چه بگویم؟
اختیار با توست
اینجا امکانی برایت فراهم شده
بیندیش چه بگویی چی بنویسی
هزارتا فکر به دهنت میرسه
ولی چون پردازش نشده نمی نویسی
موضوع را پرورش بده تا فابل نوشتن بشه
تمرین میخواد
تمرین کنی موفق میشی
کمال طلبی را کنار بذار
سعی تو فابل تفدیره
دانشجویان ترم یک تغذیه اولین دانشجویانی بودند که در کلاس درس روز بیست و ششم شهریور ساعت ۲تا ۴ ملاقات کردم.
مبانی روان شناسی کلاس درس روز شنبه بعد از ظهر دانشجویان ترم یک بود.شاید هجده نفری بودند که حضور داشتند قرار بود کلاس سی نفره باشد بعد گفتند ۵۰ نفره و نهایتا قرار شد تا روز شنبه نهم که دومین جلسه درس در این ترم هست منتظر بمانیم ببینیم چند نفر می شوند.سی و چهار سال ژیش منهم مث اونا سر کلاس درس نشستم.چقدر امید و آرزو داشتم برای آینده خود.
باورم نمیشه از اون روزا سی و چهار سال گذشته باشد و من آغاز سی و ژنجمین سال ورودم به دانشگاه اینقدر دغدغه داشته باشم.اون روزهای امیدواری گذشت.اون روزهای آینده مبهم گذشت. ومن الان در اون آینده ای هستم که نگرانش بودم.
می خوام امسال را جور دیگری آغاز کنم
ببینم چه می شود
دارم رمان میخونم ایوب خیلی قشنگه