گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب آنگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
خیام نیشابوری
با توکل زانوی اشتر ببند یعنی بیکار ننشین و بگو خدا خودش میده حرکتی جنبشی
اگر دستم رسد بر چرخ گردوناز او پرسم که این چونست و آن چونیکی را داده ای صد گونه نعمت
یکی را نان جو آغشته در خون