روز اول ماه رمضان سه تا اتفاق افتاد که باعث مسرت شد
اول داداشی از شیراز دخترش را آورد و مهمان ناهار من بود
دوم عسل دختر نازنین دوستم را که مصمم به خاتمه دادن به زندگی خود بود ملاقات کردم و...
سوم افطاری رفتیم خونه داداشی کوچولوی ورشکسته مالی که الان سومین ماه است میگه حالم بهتره.
ماه رمضان با همه جذابیت هاش برای من حسن مطلع اش اینا بود
خدا ما را درین ماه قرین لطف وکرم خویش....
و اما این فال را گرفتم برای دوستم که دیگه باهاش قهر شده ام شما هم بخونید جالبه
و اما
در آمد بار دیگر ماه یزدان
به فرّ و شوکت و فیض فراوان
صباح مکرمت گردید طالع
منوّر شد جهان از طلعت آن
بهار توبه و آمرزش آمد
مه ایمان و عید حق پرستان
نسیم مغفرت هر سو وزان است
سحاب مرحمت باشد خروشان
مه روزه است و هنگام عبادت
خوشا حال نکوی روزه داران
در آ در مکتب «صوموا تصحوا»
که در آن میشود امراض درمان
هلا بر خود بنازید و ببالید
که ایزد را در این ماهید مهمان
الا ای معصیت کار گرفتار!
که از کردار خود هستی پشیمان
چرا بیگانهای از درگه دوست؟
چرا حال تو زار است و پریشان؟
بنه تاریکی جهل و ضلالت
بیا در پرتو انوار قرآن
مپو زین پس ره شرّ و شقاوت
بیا اندر طریق خیر و احسان
مشو نومید از عفو خداوند
و گر هستی غریق بحر عصیان
بیا در مکتب «توبوا الی الله»
ز قرآن آیه «لاتقنطوا» خوان
جهان را نور رحمت کرده روشن
منوّر شد ز اشراقش دل و جان
مبادا کفر این نعمت نمایید
که نعمت، سلب میگردد ز کفران
مبارک ماه و اوقات شریفی است
به لهو و بیهده ضایع مگردان
غنیمت دان دعا و عرض حاجات
نماز و روزه و نیکی به اخوان
به خود آ ای گنه کار نگون حال!
رها کن رشته بیداد و طغیان
بیا با خالق خود آشنا شو
مرو زین بیش، اندر راه شیطان
خدایا! از کرم بر من ببخشای
به رویم باز کن ابواب عرفان
ز ما بر احمد(ص) و آلش تحیّات
فروزان تا بود مهر درخشان
؛صافی گلپایگانی؛
یک روز نمک ریز به زخم تنم ای دوست
یک روز بنه مرهم افسوس به زخمم
سلام و درود
از شما دوست گرامی دعوت میکنم از خلوتکده ام با نام "فرصت ناب کبوتر شدن" حاوی اشعار حقیر دیدن فرمایید.
روزگاری پر از تغزل برایتان ارزومندم
نماز روزه هاتون قبول