نچاق

نچاق نقطه مقابل چاق(سلامت) است امایاد آوریش برام یه خاطره است

نچاق

نچاق نقطه مقابل چاق(سلامت) است امایاد آوریش برام یه خاطره است

یک جلسه عمومی

با دانشجویان جلسه گذاشتیم تو چمن های دانشکده جلوی دید نگهبان ها و در معرض رفت و آمد دیگر دانشجویان با هم چای خوردیم و بیسکوییت و دخترای شیطون فقط سر و صدا کردند و شدیم معرکه ای که بیا و ببین صدا زدند جا تون را عوض کنید معرکه راه نیندازید ولی جمع مون ژاشید این دانشجو ها تازه از سر امتحان بلند شده بودند و من استاد راهنماشون بودم

نظرات 2 + ارسال نظر
تلخی پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 09:11 ب.ظ

خوش اومدی!

راستی نفهمیدیم چرا رفتی و چه ها کردی؟
___________________________

می بینم همه چیز می نویسی * بجز از دل.... موقع آن نشده تا کمی پرده را بالا بزنی و از قصه های (خیال) و افسانه های تجسم و تصور هم * بنویسی؟؟؟؟.
نترس - همه به یک شکلی (تعهد) دارن.... و این تعهد در مقام (شعور) . سوای (ترسی) هست که متاسفانه به ( زور) بخوردمان داده اند.....!.
راستی - در " دوستان دیرین " نوشته بودی که میخوای ترکتازی کنی..... بیا و بکن آنچه را که میخواهی!..... اما با ( دل) بیا و نه با (واهمه).....

آرام جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 09:43 ب.ظ

سلام به بهشت عزیزم، میبینم که کلی فعال هستی عزیزم :* ماشاالله قلمت روان و پر رونق باشه مامان بهشت جونم :*
ای کاش من هم دانشجوتون بودم و تو چمن ها معرکه راه مینداختم البته کنار شما ;))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد