گرد همایی افسرده ها

چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1395

 

                                                       حالا شما بفرمایید چکار میکنید ؟ 

 

گرد همایی بیماران در بخش روان

از قبل بگویم بیشتر از پانزده نفر نباشند همه گرد هم باشیم و هیچ مانعی بین ما نباشد از تجربه غمگین بودن مان بگیم.شما برای فرار از غمگینی چکار می کنید؟

من قرآن میخونم

من یه گوشه می نشینم.

من سیگار می کشم

من گریه میکنم

من آهنگ میذارم گوش می کنم

من پرده ها را می کشم همه جا تاریک باشه

من اقدام به خود کشی میکنم

من یه دوش میگیرم

من می نویسم ولی پاره میکنم دور می اندازم

من تلفن می زنم به خواهرم و باهاش حرف می زنم

من با صدای بلند فریاد می زنم

من سرم را تو دیوار می زنم

من بچه هامو می زنم

من تو آینه خودمو نیگاه می کنم

من لباسمو عوض میکنم و آرایش میکنم

من میخوابم تا چشمم نبینه گوشم نشنوه

من خودمو میزنم

من شو میبینم و میرقصم.

خب اکثر ما وقتی غمگین می شویم بالطبع گریه می کنیم.

این خیلی اثر رو کارمان داره.

شاید دو یا سه ساعت گریه کنیم .

شاید یکی حرف بزند؛ این تخلیه هیجانی است.بعضی ها متن ادبی می نویسند این کانالیزه کردن احساس است.

ما همه تجارب مشترک داریم ؛همه مون یه راه کاری داریم. 

در بیماران شدتش بیشتره  .من هم نومید میشم ولی نه به شدت بیماران  .

بعضی تاب تحمل محیط بسته را ندارند ؛بیرون می زنند .

بعضی حتی گریبان چاک می کنند .یقه شون راهم باز می کنند .بیمار ممکنه در انظار عمومی لخت بشه.شدتش بیشتره انگار داره خفه میشه.

 انگار بند های لباس اش را هم تاب نمیاره . یکی میگه میرم کنار آب و به جریان آب نگاه می کنم .و خودمو غرق تماشا می کنم .  بله نگاه به جریان آب اضطراب رو کم می کنه.

یکی پناه میبره به مادرش؛ ولی اونم باهاش یک و دو میکنه . راه کار های اشتباه رو تکرار کردن؛  یعنی از یه سوراخ دوبار گزیده شدن. نشانه عقل نیست.بیمار روانی چنین می کنه.

 دوست در مرحله غمگین بودن بهتر از فامیله. با دوستاتون صحبت کنید و مشکل بیماران روان انتخاب دوست برای چنین روز هاییه.

اعضا خونه چون منافع مشترک با هم دارند  غم را تشدید می کنند. خانواده نصیحت میکنه و حرص آدمو در میاره. ولی دوست،  شنونده خوبیه.

بگذریم که بعضی دوستا موج منفی اند. میگی درس نخونده ام .میگه می افتی اشتباه کردی .

ازین دوستا وقتی غمگینی دوری کن. ما زمانی بیمار شده ایم که به خودمان تلقین می کنیم من موفق نمیشم من میدونم باید بریم سراغ لذت هامون  یکی میگفت من میرم تکیه شهدا و از روح بلند شون استمداد می طلبم.

 احساس گناه کردن خطر ناکه احساس بی ارزشی داشتن ،خطر داره؛ مواظب خودتون باشید.اعتماد به نفس پایین باعث میشه چنین شوید به خودتان القا کنید من زیبایم. دوست داشتنی ام. فرد مفیدی ام. تا مبادا به احساس بی ارزش بودن منجر شود.

 به هویت شکل گرفته خود ببالید.